خانه دوست کجاست؟؟؟
جمعه 30 مهر 1389

خیریت

جمعه 30 مهر 1389

نویسنده :.....doctor

سلام شنیدین بعضیا میگن یه اتفاقی یه خیریتی توش بوده این جوری شده.
چند وقت پیشا از دست بعضی از این بنده های خدا خیلی بابت یه بی معرفتی ناراحت شده بودم ولی هرچی میگذره میبینم انگار بهتره اون چیزی که همش میخواستم نشد.
یاد آیه ای افتادم که میگه شاید شما فکر میکنین یه چیزی واستون خیره ولی بده و بر عکس. البته این مفهومش بود چون دقیقش رو بلد نیستم.
خواستم بگم گاهی اوقات لازمه  در مورد شرایط دست به قضاوت نزنیم و کمی بیشتر صبور باشیم.




سه شنبه 20 مهر 1389

خجالت

سه شنبه 20 مهر 1389

نویسنده :.....doctor

سلام اول متشکرم از همه دوستانی که تو این چند روزه به وبم سر زدن.دوم این که شرمنده نبودم... این چند روزه درگیر دانشگاه و رفت و آمد بودم.
این پست بر اساس یه داستان و یه آدم واقعی است.
روزای اول دانشگاه مثل برق و باد گذشت.کلا بچه ها از اول به چند دسته تقسیم شدن....


ادامه مطلب

دوشنبه 12 مهر 1389

گله

دوشنبه 12 مهر 1389

نویسنده :.....doctor

خواستم بابت یه موضوعی از بنده هاش پیشش گله کنم نمیذاره پس این شعرو میذارم تا یادم باشه هرچه از دوست رسد نکوست.
از دست یه سری از آدما خسته شدم ولی سعی میکنم بهش دیگه فکر نکنم.
پ.ن.به زودی زود اون تحقیق ادیانو میذارم.
 

در نظربازی ما بی‌خبران حیرانند

من چنینم که نمودم دگر ایشان دانند

عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی

عشق داند که در این دایره سرگردانند

جلوه گاه رخ او دیده من تنها نیست

ماه و خورشید همین آینه می‌گردانند

عهد ما با لب شیرین دهنان بست خدا

ما همه بنده و این قوم خداوندانند

مفلسانیم و هوای می و مطرب داریم

آه اگر خرقه پشمین به گرو نستانند

وصل خورشید به شبپره اعمی نرسد

که در آن آینه صاحب نظران حیرانند

لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ

عشقبازان چنین مستحق هجرانند

مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار

ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند

گر به نزهتگه ارواح برد بوی تو باد

عقل و جان گوهر هستی به نثار افشانند

زاهد ار رندی حافظ نکند فهم چه شد

دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند

گر شوند آگه از اندیشه ما مغبچگان

بعد از این خرقه صوفی به گرو نستانند

 




چهارشنبه 24 شهریور 1389

توهم

چهارشنبه 24 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

سلام
موضوعی که این روزا خیلی داغه...آتش زدن قرآن؟؟؟!!!

1.مغازه داری خودش گفته کیفی رو 5000 تومن از چین خریده به فامیل ما 70000 فروخته-----------------------امروز سراسر ایران بازارا در اعتراض به هتک حرمت قرآن بسته بودند.
2.تو دانشگاه توی صف به هزار بدبختی کنار آقایون وایسادی و منتظری که بری فلان جا یه چند نفر دانشجوی پزشکی که یکیشون که مثلا خیلی هم ادعای دینداری داره همینجوری راحت میره جلوت وایمیسته----------------------------در سراسر کشور در اعتراض به هتک حرمت قرآن راهپیمایی دسته جمعی شده
3.به یکی از بچه های به ظاهر دین دار زنگ زدم هفته نزدیک امتحانا جواب نمیده بعدا میگه داشتم کتاب داستان میخوندم چند وقت بعد:شاگرد دوم کلاس میشه
----------------------------در سراسر کشور..........
4.میشنوی به خاطر یه اشتباه غیر عمد تو پشت سرت همون آدمای شماره 2 چه حرفای مفتی زدن
--------------------------در سراسر کشور..........................
نمیدونم خیلیا خودشون رو زدن به نفهمی یا توهم زدن یا توی جهل هستن خواهشا همه از این خواب بیدار شیم

هر روز خدا... ماها بارها و بارها قرآن خدا رو زیر پا میزاریم و آتیش میزنیم و عین خیالمونم نیست ...اعتراض به هتک حرمت خوبه ولی کاش هر روز هر دفعه به خودمون اعتراض کنیم

منبع عکس:http://downhunt.com/wp-content/uploads/2010/03/quran.jpg

برون شو ای غم از سینه که لطف یار می‌آید

تو هم ای دل ز من گم شو که آن دلدار می‌آید

نگویم یار را شادی که از شادی گذشتست او

مرا از فرط عشق او ز شادی عار می‌آید

مسلمانان مسلمانان مسلمانی ز سر گیرید

که کفر از شرم یار من مسلمان وار می‌آید

برو ای شکر کاین نعمت ز حد شکر بیرون شد

نخواهم صبر گر چه او گهی هم کار می‌آید

روید ای جمله صورت‌ها که صورت‌های نو آمد

علم هاتان نگون گردد که آن بسیار می‌آید

در و دیوار این سینه همی‌درد ز انبوهی

که اندر در نمی‌گنجد پس از دیوار می‌آید

 






پنجشنبه 18 شهریور 1389

امتحان

پنجشنبه 18 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

دیدم با چند تا چیزمیشه به ماهیت ادما پی برد...
1.مقام 2.پول 3.عشق
اگه خیلی بی جنبه باشه با مقام دیگه تو رو نمیشناسه
بدم میاد از ادمایی که تا دیروز هیشکی نبودن حالا به اتکا به پولشون به خودشون اجازه میدن با بقیه هر جور که خواستن رفتار کنن اخ یاد شعر زیر افتادم
عشق به خیلیا نمیاد یعنی بعضیا لیاقت این که دوستشون داشته باشی رو ندارن از خدا میخوام یه همچین کسی سر راه هیچ کدوممون نیاد.

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود

وین راز سر به مهر به عالم سمر شود

گویند سنگ لعل شود در مقام صبر

آری شود ولیک به خون جگر شود

خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه

کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود

از هر کرانه تیر دعا کرده‌ام روان

باشد کز آن میانه یکی کارگر شود

ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو

لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود

از کیمیای مهر تو زر گشت روی من

آری به یمن لطف شما خاک زر شود

در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب

یا رب مباد آن که گدا معتبر شود

بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی

مقبول طبع مردم صاحب نظر شود

این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست

سرها بر آستانه او خاک در شود

حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست

دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود


منبع عکس:http://www.hvmag.com/Blogs/The-Wedding-Guru/June-2009/No-Kids-Allowed/6.25.09.nokids.jpg






دوشنبه 15 شهریور 1389

یک روز در دانشگاه

دوشنبه 15 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

این نمونه یک روز من در دانشگاهه...
دم در نگهبانی:خانم بفرمایید...
من:خب دارم میفرمایم
نگهبانی:کارتتون لطفا
من:

داخل سالن:
من و یکی از اقایون چشم تو چشم میشیم و دریغ از یه کلمه خیلی ساده به اسم سلام.
خب این یکی بود بقیه حتما مودب ترن...با تعداد زیادی این ماجرا ادامه داره.
خلاصه 2 ترم گذشت و اون سلامه نیومد و من از رو رفتم و سلام کردم.
چند وقت بعد:
اقایون a,b,c,d,e,f,g,... به همراه خانوما رفتن بیرون.
این 2 ترم من دوستای خوبی یافتم ولی رفتار بعضی بچه ها واقعا منو اذیت کرد.
این داستان از اول مهر ادامه دارد...




دوشنبه 15 شهریور 1389

سلام

دوشنبه 15 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

یا حق
امشب دلم گرفته تصمیم گرفتم تو این وبلاگ از درونم بنویسم.فکر نکنی که من همیشه این جوریما نه....منتهی از بس تو خونه موندم تابستون خسته شدم.

از خودم بگم من ورودی 88 پزشکی هستم.رشته مو دوست دارم و امیدوارم ازش دل زده نشم.هنوز ازین خاطرات باحال ندارم که بنویسم واستون.هدفم از این وبلاگ گفتن دل تنگیمه واسه یه نفر که ازش حسابی دور شدم ....خدا






شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic