خانه دوست کجاست؟؟؟
جمعه 19 شهریور 1389

عارف و عاشق

جمعه 19 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

سلام
از استاد پرسیدم فرق عارف با عاشق چیه؟

:عاشق باید اول عارف باشه اگه تو معشوقو نشناسی چجوری میخوای عاشقش بشی؟
میدونین کلا خیلی جاها میبینم که عرفا راهشون رو از عشاق جدا میدونن ...
در واقع هر گروهی میگه راه من بهتره ولی به نظر من هر کسی با هر راهی میتونه برسه تفاوت تو اسماییه که ما رو این راها میذاریم.

بازآی و دل تنگ مرا مونس جان باش

وین سوخته را محرم اسرار نهان باش

زان باده که در میکده عشق فروشند

ما را دو سه ساغر بده و گو رمضان باش

در خرقه چو آتش زدی ای عارف سالک

جهدی کن و سرحلقه رندان جهان باش

دلدار که گفتا به توام دل نگران است

گو می‌رسم اینک به سلامت نگران باش

خون شد دلم از حسرت آن لعل روان بخش

ای درج محبت به همان مهر و نشان باش

تا بر دلش از غصه غباری ننشیند

ای سیل سرشک از عقب نامه روان باش

حافظ که هوس می‌کندش جام جهان بین

گو در نظر آصف جمشید مکان باش





جمعه 19 شهریور 1389

فطرت

جمعه 19 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

تا حالا فکر کردین عید فطر میگیم... *فطر* به چه معناست؟؟؟
عید همتون مبارک





جواب:
از کسی شنیده بودم که یه بار یه خارجی تازه مسلمون شده دنبال این بوده که عید فطر میگیم فطر یعنی چی؟؟؟
هیشکی هم بلد نبوده ...بعد خارجیه میگه من شنیده بودم ایرانیا فقط شناسنامه ای مسلمونن

اون جور که من فهمیدم:
فطر از فطرت میاد یعنی یک ماه تمام جسمت رو کنترل میکنی و این اخر به فطرت و اون چیزی که اصل وجودته میرسی...اخر هر روز رو هم میگیم افطار اونم مثله اینه (فکر میکنم)




پنجشنبه 18 شهریور 1389

کورمال کورمال

پنجشنبه 18 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

چقدر راحتن اونایی که هیچ وقت فکر نمیکنن.راحت چشمو گوششون رو بستن و بدون دیدن اطرافشون دنبال بقیه می دوند...کورمال کورمال
انگار هرچی بیشتر میفهمی تلخی دونستنو زیر زبونت بیشتر حس میکنی...میگی دیگه بسه...
بعد چند روز باز از نفهمیدن خسته میشی.من نمیخوام ناشکری کنم.فهمیدن خیلی خوبه ...
ولی وقتی میفهمی   دیگه پایانی وجود نداره...
از خیلی چیزا لذتی نمیبرم نمیدونم بقیه چه اصراری دارن تظاهر به دوست داشتن ادما کنن...
بیخودی مهمونایی رو دعوت کنن که از با اونا بودن لذتی نمیبرن...فقط یه بازی بچه گونه س که ببین من چقد پول دارم و این چرخه ادامه داره...
فهمیدن خوبه چون رنج میبری و از بقیه قطع میشی میگن انقطاع از بقیه باعث میشه ادم به خدا نزدیکتر بشه...فکر کنم واسه همین خدا هر کی رو بیشتر دوس داره بیشتر بهش سخت میگیره...
خودمونو اماده کنیم






چهارشنبه 17 شهریور 1389

بسم الله الرحمان الرحیم

چهارشنبه 17 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

نمیدونم خداوند چرا این اسمو همه جا اورده ....
الرحمان:کسی که رحمت او همه را شامل میشود...همه حتی من گناهکار

الرحیم:کسی که رحمت او خاص است واسه چه کسانی؟کسی که  قدم به سوی او برداره
برداشت:.....ازاد




چهارشنبه 17 شهریور 1389

ساقی

چهارشنبه 17 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

سلام
قضیه این دفعه من ...
با حافظ شروع میکنم چون زمانی که تازه عاشق شده بودم باهاش بهتر اشنا شدم و همیشه حرفش بوی معشوق رو میداده.
از این جا شروع کنم که ...ماها همه دنبال یه کسی تو زندگیمون هستیم حالا تجلیش تو زندگی هر کسی فرق داره یکی دنبال دوسته یکی دیگه یه نور یا هرچیز دیگه ای.
ما انسان ها عاشق به دنیا اومدیم ولی همون طور که از اسممون پیداست دچار نسیان شدیم البته بعضیامون هم در کل همه چی رو انکار میکنیم ولی برای هممون پیش اومده که یه لحظه ای هیچ کی رو نداشتیم و اون لحظه واسه کمک دنبالش بودیم ازش کمک خواستیم مگه نه؟؟
کاش فقط یه لحظه چشمامون رو ببندیم و خانواده و هر چی مایملک داریم رو حذف کنیم اون موقع تو تاریکی میمونیم یا اون هستش...خدا رو میگما!!!
اینجا دنبال یه تلنگرم واسه خودم و شاید واسه شما...
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل‌ها

به بوی نافه‌ای کاخر صبا زان طره بگشاید

ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دل‌ها

مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم

جرس فریاد می‌دارد که بربندید محمل‌ها

به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید

که سالک بی‌خبر نبود ز راه و رسم منزل‌ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها

همه کارم ز خود کامی به بدنامی کشید آخر

نهان کی ماند آن رازی کز او سازند محفل‌ها

حضوری گر همی‌خواهی از او غایب مشو حافظ

متی ما تلق من تهوی دع الدنیا و اهملها





دوشنبه 15 شهریور 1389

طواف

دوشنبه 15 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

قضیه من مثله این باباست که رفته ولی به درون ره پیدا نکرده و حالا در حال خود زنیه.
شاید باورش واسه هممون سخته چون دور و برمون کسایی هستن که فقط ادعای دین داری دارن و در عمل...
من از روزی که دینمو فهمیدم دوباره متولد شدم.دین من یعنی پرستش کسی که اون قدر مهربونه که اگه همه ولت کنن اون بازم پشتته.عرفان دنیاییه واسه خودش من زیاد وارد نیستم ولی دوس دارم که بیشتر یاد بگیرم.
اگه اینجا اومدین ازتون میخوام خواهش کنم چیزایی که از ادمای دورو برتون میبینین پای اسلام نذارین.
اینجا دین یعنی عشق فقط همین...

پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی

که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی

پسرا، می مغانه دهی ار حریف مایی

که نماند بیش ما را سر زهد و پارسایی

قدحی می مغانه به من آر، تا بنوشم

که دگر نماند ما را سر توبهٔ ریایی

می صاف اگر نباشد، به من آر درد تیره

که ز درد تیره یابد دل و دیده روشنایی

کم خانقه گرفتم، سر مصلحی ندارم

قدح شراب پر کن، به من آر، چند پایی؟

نه ره و نه رسم دارم، نه دل و نه دین، نه دنیی

منم و حریف و کنجی و نوای بی‌نوایی

نیم اهل زهد و توبه به من آر ساغر می

که به صدق توبه کردم ز عبادت ریایی

تو مرا شراب در ده، که ز زهد تو به کردم

ز صلاح چون ندیدم جز لاف و خودنمایی

ز غم زمانه ما را برهان ز می زمانی

که نیافت جز به می کس ز غم زمان رهایی

چو ز باده مست گشتم، چه کلیسیا، چه کعبه؟

چو به ترک خود بگفتم، چه وصال و چه جدایی؟

به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه یافتم دغایی

چو شکست توبهٔ من، مشکن تو عهد، باری

به من شکسته دل گو که: چگونه‌ای؟ کجایی؟

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که برون در چه کردی، که درون خانه آیی؟

در دیر می‌زدم من، ز درون صدا بر آمد

که: درآی، ای عراقی، که تو خود حریف مایی







ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو