خانه دوست کجاست؟؟؟
دوشنبه 15 شهریور 1389

طواف

دوشنبه 15 شهریور 1389

نویسنده :.....doctor

قضیه من مثله این باباست که رفته ولی به درون ره پیدا نکرده و حالا در حال خود زنیه.
شاید باورش واسه هممون سخته چون دور و برمون کسایی هستن که فقط ادعای دین داری دارن و در عمل...
من از روزی که دینمو فهمیدم دوباره متولد شدم.دین من یعنی پرستش کسی که اون قدر مهربونه که اگه همه ولت کنن اون بازم پشتته.عرفان دنیاییه واسه خودش من زیاد وارد نیستم ولی دوس دارم که بیشتر یاد بگیرم.
اگه اینجا اومدین ازتون میخوام خواهش کنم چیزایی که از ادمای دورو برتون میبینین پای اسلام نذارین.
اینجا دین یعنی عشق فقط همین...

پسرا، ره قلندر سزد ار به من نمایی

که دراز و دور دیدم ره زهد و پارسایی

پسرا، می مغانه دهی ار حریف مایی

که نماند بیش ما را سر زهد و پارسایی

قدحی می مغانه به من آر، تا بنوشم

که دگر نماند ما را سر توبهٔ ریایی

می صاف اگر نباشد، به من آر درد تیره

که ز درد تیره یابد دل و دیده روشنایی

کم خانقه گرفتم، سر مصلحی ندارم

قدح شراب پر کن، به من آر، چند پایی؟

نه ره و نه رسم دارم، نه دل و نه دین، نه دنیی

منم و حریف و کنجی و نوای بی‌نوایی

نیم اهل زهد و توبه به من آر ساغر می

که به صدق توبه کردم ز عبادت ریایی

تو مرا شراب در ده، که ز زهد تو به کردم

ز صلاح چون ندیدم جز لاف و خودنمایی

ز غم زمانه ما را برهان ز می زمانی

که نیافت جز به می کس ز غم زمان رهایی

چو ز باده مست گشتم، چه کلیسیا، چه کعبه؟

چو به ترک خود بگفتم، چه وصال و چه جدایی؟

به قمارخانه رفتم همه پاکباز دیدم

چو به صومعه رسیدم همه یافتم دغایی

چو شکست توبهٔ من، مشکن تو عهد، باری

به من شکسته دل گو که: چگونه‌ای؟ کجایی؟

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که برون در چه کردی، که درون خانه آیی؟

در دیر می‌زدم من، ز درون صدا بر آمد

که: درآی، ای عراقی، که تو خود حریف مایی





-
دوشنبه 15 شهریور 1389 10:37 ب.ظ
دانشجو كجایی؟
پاسخ .....doctor : سلام نگم بهتره


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic