خانه دوست کجاست؟؟؟
سه شنبه 20 مهر 1389

خجالت

سه شنبه 20 مهر 1389

نویسنده :.....doctor

سلام اول متشکرم از همه دوستانی که تو این چند روزه به وبم سر زدن.دوم این که شرمنده نبودم... این چند روزه درگیر دانشگاه و رفت و آمد بودم.
این پست بر اساس یه داستان و یه آدم واقعی است.
روزای اول دانشگاه مثل برق و باد گذشت.کلا بچه ها از اول به چند دسته تقسیم شدن....


1.یه عده با اعتماد به نفس و کاملا پررو میان و میرن.
2.یه عده سرشون زیره و در جوار بعضیا نفسم هول میشن بکشن.
3.یه عده هم کلا خوشن و بین این دو دسته هستن و هنوز جهتی ندارن.
این متن درباره یه نفر از گروه 2 است.
ترم اول:
کلا مثل برق و باد گذشت.
اولین بار که خواست به یکی از پسرا سلام کنه احتمالا رنگ لبو شده بود و به زور یه صدایی ازش در می اومد.
بار دوم هنوز همون جور بود.
نمیدونم چرا ولی از شانس بدش این آقا پرروتر از این حرفا بود...
از چند روز بعد تصمیم گرفت بهش سلام کنه جالب بود که اگه اون سلام نمیکرد آقا به خودش زحمت نمیداد.
ترم یک با این ماجراها تموم شد در حالی که عکسای منتشره نشون میداد که اون عده گروه 1 با هم بیرون صفا سیتی....
ترم 2
اوضاع چندان متفاوت نیست.
با یه تفاوت که یه عده ای از گروه 3 به 1 اضافه شدن و روزای کلاس عملی به خودش بد و بیراه میگه و رد میشه....
ترم 3
سلام!!!؟؟؟ چی کی ؟؟؟ با من بود؟؟؟!!!
اوضاع 1 درصد بهتر شده از بین آقایون محترمه 2-3 نفر لطف میکنن و گاهی از دستشون در میره و سلام میکنن اون آنقدر عقده ای شده که تا بهش سلام میکنن کلی خوشحال میشه...
ترم 4
.....این داستان ادامه داره تا کجا هنوز نمیدونه




دکی کوچولو
چهارشنبه 22 تیر 1390 03:12 ب.ظ
سلاااام...واقعا برای تو هم اینطوری بوده؟کلاس ما هم دقیقا همینطوره...طبقه بندیاتم واقعا با کلاس ما همخونی داره...حالا خودت جزو کدوم دسته ای؟من فکر کنم سومی باشم...اکیپ ما کلا شیطونیم ولی کاری به کار پسر جماعت نداریم...این قضیه ی سلام انگار همه گیره!
!
جمعه 22 بهمن 1389 10:20 ب.ظ
زمان همه چیومعلوم میکنه!
صورتك
چهارشنبه 28 مهر 1389 09:43 ب.ظ
ممنوووووون


شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic